ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

تقریبا 38 روز تا زمینی شدن امیررضا

1392/3/19 13:21
262 بازدید
اشتراک گذاری

 

تقریبا38روز مونده به فرود امیررضا از بهشت به آغوش مامان

پسر نازم سلام.عسلم خیلی مشتاق روی ماهتیم،هر ثانیه که میگذره ،تیک تاک ساعت نوید لحظه ی ورودت رو مژده میده.ما عاشق تیک تاک ساعت شدیم،چون با هر تیک تاک ،ثانیه ای به تو نزدیکتر میشیم.

پسرم این دنیا منتظرته،این دنیا ،زیبایی هاش،همه و همه منتظر قدوم نازته.این دنیا زیباست،زیبا تر از دنیای جنینیت.

واقعا تو از دنیای جنینیت خسته نشدی؟

شاید برات بهترین دنیاست...بله بهترین دنیاست چون فکر میکنی بزرکترین دنیاست،چون جای امن و گرمیه،چون به موقع بهت غذا میرسه،چون خیلی ها هستن که دائم درحال صحبت و ناز کشیدن تو اند.

عزیزم اما این دنیا بهتره،خیلی خیلی.....تو باید بعد از سپری کردن تقریبا این 38 روز باقیمونده به این دنیا بیای،چون خیلی ها منتظرتن،مثل بابا و مامان.

امیررضای من،میدونم حتما دل کندن برات سخته ،9ماه رو از لحظه ی بوجود اومدنت تو یه دنیا باشی و بعد از 9ماه بیای به یه دنیای دیگه،خیلی سخته،برای منم مطمئنا سخته،سخته که 9ماه به یه موجود کوچولو دل ببندی و بعد ازش جداشی،میدونم که جدایی در کار نیست،چون تو میای تو آغوشم،ولی با دلم چه کنم ؟با احساسم؟؟

من عشق میورزم به تکون خوردنات.

من عشق میورزم به بزرگیه شکمم.

من عشق میورزم به تموم ترکهای بدنم.

من عشق میورزم به لحظه ای که صدات میزنیم و تو عکس العمل نشون میدی.....

دلم واقعا برای این روزهای مثه رویای بارداری تنگ میشه،کاشکی میشد مثه ضبط کردن ضربان قلبت ،یا مثه فیلم گرفتن از شکمم هنگام تکون خوردنت یا مثه فیلم گرفتن از سونو گرافیت ،احساس ناز و خالص مادرانه ی تکون خوردنت رو ضبط کنم.همون لحظاتی رو که با دست کوچولوهات یا پا کوچولوهات میکوبونی به دیواره ی دلم،واقعا کاشکی میشد اون احساس رو ضبط کرد............................


بهترین پسردنیا ،این هفته های آخر واقعا شدم یکی دیگه .احساساتم دیگه مثه قبل نیست،چون حس مادرانه در من تزریق شده،حسی که اصلا به زبون نمیاد و بزرگتر از اونیه که بخوام بنویسمش.

این روزها نفس تنگی هام به حدی رسیده که دنیمه شب با احساس خفگی از خواب میپرم.

خیلی جالبه که مثه قبل نمیتونم خم بشم و مثلا چیزی رو از رو زمین بردارم،چون شکم گرد و قلمبم نمیذاره،ماشالله خیلی بزرگ شده شکمم.

این روزها سردردهام شروع شده  و از گرمای وجودم که بهتره چیزی نگم دائم در حال دوش گرفتنم و کولر هم روشنه بیست و چهار ساعته...وقتی زیاد بشینم پاهام مور مور میشه و بعدش هم بیحس...

عزیزکم اینا رو مینویسم تا بعد از زایمانم بخونم و یاد ش بیفتم و هیچ وقت فراموش نکنم این روزا رو.

خوب پسرم فردا امتحان دارم و هیچی هم نخوندم.من برم.فقط شاید تا یکی دو هفته نتونم بیام،البته شااااید!!

 

آخه مهلت نت تا فرداست و ما هم شارژ نمیکنیم چون میخوایم بریم خونه جدید و بعدش هم میریم مشهد برای تعیین دقیق تاریخ زایمان.

دلم برای خونت تنگ میشه زیااااد.اگه تونستم از خونه پدرجونی حتما میام پیشت.مشهد هم حتما میام گلم.یه بوووووووووووووووس محکم برای تو!


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (23)

مامان نرگس
19 خرداد 92 13:33
سلام خانمی تبریک میگم دیگه چیزی نمونده تا دیدن روی گل پسرتون. منو یاد دوران شیرین بارداریم انداختین خیلی قشنگه برای ما هم دعا کنید که مستجاب الدعوه هستین
zohre,mamane kiyan
19 خرداد 92 13:50
عاطفه جون خیلی احساسات قشنگی دارید... گلم به امید خدا وبلاگتون تا 38 روز دیگه پر میشه از عکسهای امیررضا جون من شما رو با افتخار لینک کردم
مامان ملیکا کوچولو
19 خرداد 92 14:12
هوراااااااااااااااا.به سلامتی ان شاالله دوست نازنینم. در پناه خدا باشید.منتظر دیدن روی ماهشم.
مامان نرگس
19 خرداد 92 15:57
ممنون از حضور قشنگتون لینکتون می کنم با افتخار
hani
19 خرداد 92 16:33
salam mamani khobi fadat sham ishal gol pesar zodi biyad mamani tabadole link koni
معصومه
19 خرداد 92 18:24
عزیزم زود بیا بی خبر نزار مارو..هرجوری میشه پست بزاریا.دلمون تنگ میشه
hani
19 خرداد 92 20:58
mer30 mamani milinkamet mamani ninit che mahi miyad
hedieh
19 خرداد 92 22:17
عکس امیر رضا رو نمیزارین
rasta
19 خرداد 92 22:25
وااااااای عاطفه تو هم داری میری؟؟ توروخدا زود بیا آپ کن ما دلمون میتنگه ، من چجوری دوری پسر خالم رو تحمل کنم آخه خاله؟؟ زودی پسمل خالمو واسم بیالین ببینفش مبارک باشه خونتون عزیزم خودت رو ناراحت نکن ایشالله بد از زایمان ترک هات هم میره..... فدای سر امیر رضای ناز خاله عاشقشم ندیده وااای عاطفه خییییییییییلی واستون خوشحالم ، نمیدونییییییییییییییی چقدر قبل وصف نیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست دلم پر میزنه واسه دیدن روی ماه امیر رضا
SaYa
20 خرداد 92 0:34
سلام عزیزم خوبی؟ای جانم فقط 38 روز؟یعنی امیررضا دیگه میاد؟قربونش برم دلتنگ که آره واقعا آدم دلتنگ خیلی چیزا میشه اما امیررضا وقتی بیاد انقدر شیرین میشه که دیگه شاید کمتر دلت تنگ بشه عزیزم عزیزم التماس دعا دارم ایشالله به سلامت بری عزیزم خونه جدید مباااارک خودتو خسته نکنیا عاططفه جون راستی عکسای سیسمونی امیررضا جونم بزار ببینیم رمز خصوصی واست فرستادم
مینا
20 خرداد 92 1:12
سلام عاطفه جون ممنون از اینکه به وبلاگ پسرکم سر زدین .12 تیر تاریخ زایمان منه شما چطور ؟؟ منم لینکتون کردم خانومی
♥`*•.¸فـــســقلــ ِے مــــا ♥`*•.¸
20 خرداد 92 10:50
ســلــآم مـامــانی به اســم خودت لینکیــدم کنــارشم اسم پســرگلتــو نوشتــــــم شمــآ نی نی تــون زودتـــره ایشاالله صحیــح وســالـــم بدنیــا بیــآد منـــم طاقتـــم رفتــ ه واسـ ه پســر گلمـــــون
hedieh
20 خرداد 92 10:59
با سلام به دوستان عزیز تنها فرزندم صبا در مورخ ۱۳۸۶/۱۱/۶بنا به ابراز ناراحتی از سر درد نزد پزشک بردیم و پس از انجام آزمایشات مختلف تا ساعت ۳ بامداد مشخص گردید دارای تومور مخچه میباشد و بصورت اورژانسی باید تحت عمل جراحی قرار گیرد در ت ۱۳۸۶/۱۱/۹ اولین عمل برای کار گذاشتن شانت بر روی او انجام و در ت ۱۳۸۶/۱۱/۱۳ عمل برداشتن تومور از روی مخچه انجام شد پس از چند روز بدلیل درست کار نکردن شانت۲ بار دیگر تحت عمل قرار گرفت ولی مشکل شانت به طور کامل بر طرف نگردید وپس از آن مراحل شیمی درمانی و رادیوتراپی شروع گردید و نتایج آزمایشات پس از این مراحل نشان میداد که رشد تومور متوقف گردیده و صبا رو به بهبودی است و مثل دیگر کودکان روند زندگی را ادامه داد ولی متاشفانه در خرداد سال ۱۳۸۷ صبا را به دلیل کار نکردن درست شانت به بیمارستان بردیم و برای ۹ بار دیگر تحت جراحی قرارگرفت و در این حین نیز دچار مننژیت شد و این موضوع از ما پنهان گردید و متاسفانه پس از ۱۳ بار عمل از ابتدای بیماری در مورخ ۱۳۸۷/۴/۲۰در آی سی یو(به دلایلی که برایمان مجهول مانده) دچار ایست قلبی شد(تورم وکبودی در اثر نرسیدن مدت زمان زیاد اکسیژن به صبا در آی سی یودر عکسی که چند ساعت بعد از احیا از صبا گرفته شده در سایت موجود میباشد)وپس از۵ بار احیا به کما رفت که بعد از آن نیز ۵بار دیگر جهت تراکستومی تحت عمل جراحی قرار گرفت .پس از ترخیص از بیمارستان (ضریب هوشی ۵ )و قطع امید پزشکان وی را به خانه آورده واز تاریخ۱۳۸۷/۴/۳۰ تا کنون مشغول پرستاری از او میباشیم و با تمام مشکلات امید به بهبود و برگشت فرزندمان به زندگی را داریم و در این راه برای تامین هزینه های نگهداری و درمان صبا مجبور به فروش یکی از کلیه هایم شدم ولی باز استوار تر از همیشه در این راه ایستاده ایم واز طریق مراجع قانونی نیز مشغول پیگیری( دلایل هایپوکسی در آی سی یو و نرسیدن اکسیژن به مدت زمان زیاد به صبا وآتروفی شدید مغزی به صباو…)جهت روشن شدن حقایق هستیم (صبا ناکنون ۲۴ بار تحت عمل جراحی قرار گرفته. عزیمز یه اشتباه این بلا رو سر صبا در آورده
SaYa
20 خرداد 92 15:41
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من ... غصه هایت برای من ... همه بغضها و اشكهایت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را... صدای همیشه خوب بودنت را شاد باشی دوست عزیزم
مامان نرگس
21 خرداد 92 7:20
حلول ماه شعبان ، ماه عبادت و بندگی ، و اعیاد خجسته شعبانیه مبارک باد
بهاره جون
21 خرداد 92 12:17
ای جونم روزای اخر دیگه وووووووووواااااااااااییی زودی بیا دلم واست تنگولیده میشه مراقب خودتون باشین
rasta
22 خرداد 92 1:23
عاطفه جونم ، یعنی رفتی؟؟ کی دوباره میای؟؟ خصوصی داریمراقب عشقم باش
مامان فاطمه
23 خرداد 92 0:29
ایشالا زایمان راحتی داشته باشی و پسر نازت صحیح و سالم بیاد بغلت
♥`*•.¸فـــســقلــ ِے مــــا ♥`*•.¸
23 خرداد 92 13:13
salam mamani apam
مامان مرضیه
24 خرداد 92 1:08
تمـآم خوبـــــے حس مـالڪیت اینـﮧ ڪـﮧ از ڪسے ڪـﮧ دوسـش دارے بپرسے تــــــــــو مـال ڪے هستے ؟! و اون بـدون معطلے بگـﮧ : فــــــــقط مـــــــــال تــــــــــــــــــــو ….
مدیر وبلاگ رسمی ملیکا پارسا
24 خرداد 92 13:55
سلام دوست عزیزم وب رسمی خردسال ترین هنرمند افتتاح شد
rasta
26 خرداد 92 0:20
سلام عاطفه جون وااااااای ما مردیم از بی خبری تاریخ زایماانت کی شد آخر سر؟ کی امیر رضای ناز ناز پاشو میزاره به این دنیا؟ عزیزم من بی صبرانه منتظرم اصلا ی حالیم .... بیا خبر بده از خودت ....
ارلا
31 خرداد 92 12:49
سلام وب نازی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی اصلا باعث افتخاره با شما بیشتر اشنا بشم